تبليغاتX
خوابراهه
کشف قفس
 

چرا مردم قفس را افریدند؟

چرا پروانه را از شاخه چیدند؟

چرا پروانه ها را پر شکستند؟

چرا آواز ها را سر بریدند؟

 

پس از کشف قفس پرواز پژمرد

سروسرودن بر لب بلبل گره خورد

کلاف لاله سردرگم فرو ماند

شکفتن در گلوی گل گره خورد

 

چرا نیلوفر آواز بلبل

به پای میله های سرد پیچید؟

چرا آواز غمگین قناری

درون سینه اش از درد پیچید؟

 

چرا لبخند گل پرپر شد و ریخت؟

چه شد آن آرزو های بهاری؟

چرا در پشت میله خط خطی شد

صدای صاف آواز قناری؟

 

چرا لای کتابی خشک کردند

برای یادگاری پیچکی را؟

به دفتر های خود سنجاق کردند

پر پروانه و سنجاقی را؟

 

خدا پر داد تا پرواز باشد

گلویی داد تا آواز باشد

خدا می خواست باغ آسمان ها

به روی ما همیشه باز باشد

 

خدا بال و پر و پروازشان داد

ولی مردم درون خود خزیدند

خدا هفت آسمان باز را ساخت

ولی مردم قفس را آفریدند

 

قیصر امین پور

|+|نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 ساعت 9:58 توسط لیکا |
به کمتر از 20000تومن راضی نشین!

سلام!

حالتون چطوره؟

ممنونم که بخاطر اینکه امسال اصلاْ به روز نکردم منو می بخشید!!!

راستش همونطور که قبلاْ خدمتتون گفتم رایانه ی گرامی ما یه نمه عیب کرده و به اینتر نت وصل نمیشه.

پس بی انصافیه اگه بهم گیر بدین!چون خودتون بهتر میدونین که به روز کردن توی خونه خیلی راحت تره و خرج رفت و آمد هم نداره.

اگه دنبال یه سفره ی هفت سین خوشرنگ و توپ می گردین میتونین به اینجا مراجعه کنید!

www.misgiving.blogfa.com

 

و امیدوارم که سال نو خوبی رو در کنار خانواده هاتون تجربه کنید و از تعطیلات عید لذت ببرید.

اگه هم میخواین توی این دو هفته یه پول خوب به جیب بزنید به کمتر از چهار تا اسکناس پنج هزاری راضی نشین!

 

                                            پیشاپیش سال ۱۳۸۸مبارک!

 

|+|نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 ساعت 9:46 توسط لیکا |
بدون شرح...
 

 تو جاده پليس جلو يه ماشين رو مي گيره و ميگه چون از صبح اولين كسي هستي كه كمربند ايمني بستي برنده 58هزار تومن پول شدي. حالا مي خواي باهاش چيكار كني؟ مرد مي گه: مي رم گواهينامه مي گيرم . زنش سريع مي گه: جناب سروان اين وقتي اكس مي زنه پرت و پلا مي گه . بچشون از اون پشت مي گه: بابا نگفتم با ماشين دزدي قاچاق نكنيم؟ يه صدا از صندوق عقب مي ياد : از مرز رد شديم يا نه؟
 

|+|نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 ساعت 15:0 توسط لیکا |
من لیکا 2 ماه دارم!
 

فضانورد

یک نفر نشسته است

روی ماه آسمان

از فضا برای من

دست می دهد تکان

 

با سفینه ای بزرگ

رفته دور دور دور

کرده از ستاره ها

با سفینه اش عبور

 

چند روز پیش بود

روی ماه دیدمش

بعد توی دفترم

زود من کشیدمش!

 

رفته یک فضانورد

واقعاْ به روی ماه

باورت نمی شود؟

ماه را بکن نگاه!

 

پ.ن:این مشکل مغزی به علت دریافت کارنامه می باشد.

(سال اول نظری: ۴۸/۱۹)

 

|+|نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 ساعت 14:46 توسط لیکا |
شاهدخت برکه ها
 

شب رسیده ست ولی

                     همه جا بوی طراوت دارد

                                      شاهدخت برکه ها

          می دود آرام در بین درختان ستبر

                                همه انسانها در بند خواب

       ولی آن دخترک زیبا رو

آزاد و رها

                می کشد در آغوش

سبزی جنگل را

                          همه جا بیدار است

این زمین بیدار است

                            آسمان نیز چنین

همه ی ماهی ها

               شاپرک ها گل ها

        قاصدک ها تاب بازی می کنن

دخترک

              مست عطر گلهاست

                       شادمان با خنده ای از جنس برگ

او از آن جنگل است

            جنگل از آن اوست

                  قلب جنگل می تپد

ما همان دخترکیم...

                            (  شاعر این شعر خودم هستم  )

|+|نوشته شده در یکشنبه یکم دی 1387 ساعت 10:40 توسط لیکا |
عجیب و غریب

|+|نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 ساعت 17:10 توسط لیکا |
قابل توجه بعضی از آقایون محترم...
 

دختري با ظاهري ساده از خيابان آفريقا (جردن) تهران مي گذشت که پسري در پياده رو به او گفت «چطوري سبيلو ؟» دخترخونسرد، تبسمي کرد و جواب داد «وقتي تو ابرو بر مي داري ، مو رنگ مي کني و گوشواره ميندازي، من سبيل مي زارم تا جامعه، احساس کمبود مرد نداشته باشه

|+|نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 ساعت 12:33 توسط لیکا |
ممنون!

 

دست همگی درد نکنه!

امسال بهترین سال تولدم بود!!!

چاکر همه ی بر و بچه ها!!!!!!!

ارادتمندیم:رن

 

 

|+|نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387 ساعت 12:11 توسط لیکا |
مرا یاری کن . . .
 

من درخواست نمی کنم که از خطر ها دورم بدار

بلکه می خواهم مردانه با آنها روبه رو شوم

 

درخواست نمی کنم که از رنج و اندوهم بکاهی

بلکه می خواهم دلی داشته باشم که آنها را زیر پا نهد

 

درخواست نمی کنم که در میدان نبرد همدستانی داشته باشم

بلکه می خواهم با توانایی خود پیروز شوم

 

با هراس درخواست نمی کنم که به من رهایی بخشی

بلکه می خواهم با ایمان به پایداری و شکیبایی آزادی را به دست آورم

 

مرا یاری کن

تا حق شناس باشم و بدانم که پیشرفت هایم به سبب مهربانی توست

ولی اگر از پای در آمدم با دست توانایت مرا یاری کن

|+|نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر 1387 ساعت 15:49 توسط لیکا |
!!!
 

http://lika.blogfa.com/profile

 

به من سر بزنید...

|+|نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387 ساعت 14:7 توسط لیکا |
آخرین نوشته ها
کشف قفس
به کمتر از 20000تومن راضی نشین!
بدون شرح...
من لیکا 2 ماه دارم!
شاهدخت برکه ها
عجیب و غریب
قابل توجه بعضی از آقایون محترم...
ممنون!
مرا یاری کن . . .
!!!

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس